تقدیم به هرزه مهربون میدونید چرا علی نصیریان آقایهالو قصه آقای هالو شد قصهای که خیلی واقعی بود...؟! چون عمیقا فکر میکرد داره به یک انسان دیگه مهرمیورزه و داره نجاتش می ده... احمق بود چون فکر میکرد میتونه به یک انسان دیگه کمک کنه ... هرکسی این کمک رو از کس دیگه ای خواست همون فاحشه قصه آقای هالوست... *هر آدمی نیازمند ترین انسان دنیاست... ----------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 17:4 توسط حبیب اله آرین |
آن لحظه که موسیقی خاطره می شود... 1-باید قدر گذاشت کاری که حوزه هنری انجام داد و آن هم تائید و محوز آثار نامجو بود که البته با مخالفت هایی از جانب ارشاد همراه بود . 2-تب نامجو خیلی ها را گرفته ...این روزها صدای نامجو هم صدایی می کند...آنچه که در آثار نامجو موج میزند شوخی و نگاهی فکاهی است که به هر مسئله جدی و غیر جدی دارد خیلی ها با نامجو همراه شده اند هنکامه ای که بی هویتی و نا امیدی ناخواسته، در اثر دلایل و عوامل اجتماعی تسریع یافته و به سراغ نسلی آمده که در این آشفته بازاربه کاری نمی توانند بپردازند آن هم صدایی با نامجوست. زمانی که تمام معارف برای آنها بی معنی و تمام ارزش ها بی ارزش و معرفت و ارزش و اخلاق می شود شعار... و صدای اعتراضشان می شود شوخی های نامجو... 3- در دنیای کنونی آنچه باعث بالندگی و ماندگاری فرهنگ می شود تعملات فرهنگی و گفتگوی فرهنگهاست. فرهنگی نمایان نمی شود و بلوغ نمی رسد مگر با همفکری با ملل و فرهنگهای دیگر و نمی توان در جزیره ای تنها و دور افتاده زیست و بالید به فرهنگ چندین و چند ساله! این و ضعیت شامل حال زیر مجموعه ها و ابزار های یک سیستم فرهنگی نیز می شود موسیقی نیز به عنوان ابزاری فرهنگی که شناسنامه کاملی است از ملل و آداب و فرهنگ ها، برای پویایی و بالندگی نیاز به این تعامل دارد. همانطور که دیده ایم اجرا ها و گروه نوازی های محمد رضا لطفی ،کیهان کلهر با نوازندگان خارج از ایران زمین و تلفیقی از سازهای گوناگون باعث شناخت موسیقی ایرانی و بالدنگی و پویایی آن خواهد شد. این تنوع و فرم های گوناگون به لحاظ شخصی منجر به رسیدن به معرفتی به روح کامل موسیقی می شود. ما این تنوع و اشکال مختلف موسیقیایی را در آثار نامجو تجربه خواهیم کرد. محسن نامجو گاهی مخاطب خود را به زور هم که شده مجبور به شنیدن قطعه هایی از سبک بلووز و جاز می کند و این امتیازی است که شامل حال شنونده می شود. 4-و قتی محسن نامجو با تغییر کلی وزن اشعار و خارج از خوانش معمولی غزل ها و ایجاد سکوت و سیلابس های خارج از معمول به قرائتی جدید از اشعار حافظ دست می زند در مقابل منتقدانش سر بالا می آورد و می گویید که حافظ متعلق به همه ماست و هر کسی حق هر نوع نگاهی را خواهد داشت . اگر بشود این نظر را با کمی اغماض هم که شده پذیرفت نمی توان قرایت قران را با نوا و طربی باب میل شخصی انجام داد زیراکه این کار جناب نامجو بی احترامی آشکار به ساحت قرآن و مسلمین است ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:41 توسط حبیب اله آرین |
روشن فكري ديني چيست؟ فكر كنم پاسخ به این سوال خيلي از سوء تفاهمات بر طرف ميکنه. تو اين ضمينه وجه *ديني* را ميبايست يك صفت براي روشنفكري دانست.ميتونم چند خصوصيت عمده براي يك روشنفكر ذكر كنم... اينكه ذهن پرسش گري دارن و هميشه به دنبال حقيقتاند؛ دغدغه اونها مشكلات اجتماعي و مشكلاتي هست كه مردم به هر ترتيب با اون سر و كله مي زنند هست؛ آدمهاي خنثي و منفعلي نيستند و كذب و صدق حقيقت دروغ رو در ميداني از حق و باطل قرار ميدهند. به عقل به عنوان مرجعيتي جدا از دين و سنت ايمان دارن و اينكه ايجاد يا حداقل نگاه به جهاني خوب و زندگي اجتماعي ايده ال با تكيه بر دو آرمان آزادي و عدالت از ديگر مشخصه هاي آنان است من روشنفكر هاي ديني رو به دو دسته تقسيم ميكنم. 1-دسته اول عقل نزد روشن فكر هاي ديني در دسته اول اعتبار خود را از علم اخذ ميكند. تعقل و خرد انساني تشكيل شده از علم هست. تمام نگاه هايي كه ممكنه به اين جهان بشه توسط عقل انجام ميشه. علم بالا برنده و برتري دهنده نگاه انساني است همین خرد متکی بر علم است که در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز به آدمی قوت و توان میبخشد. چنین انسانی خواهان ساماندهی عرصه اجتماعی و فرهنگی و سیاسی متناسب با خرد و تشخیص خردمندانه خود است و با تكيه بر آگاهي هاي خود اين دنيا را مي فهمد و به همان روش به دنبال پيدا كردن تنگناها ميگردد. چگونه اين نحوه ي روشنفكري راهي را براي دين مي گشايد؟ اين نحوه ي روشنفكري ديني همونطور كه مي تونه باعث ذوري از دين بشه باعث نزديكي و بهتر درك كردن دين خواهد شد. در اين نوع روشنفكري اگر ديني در ميان نباشد انسان جاي خدا مي نشيند. و تمام قدرت بشري و اعتلاي بشري را به نوع انسان باز مي گرداند. اما به همان انذازه اين نوع نحوه روشنفكري قادر است راهی برای تمسک به دین نیز بگشاید. انسان در اين الگو دانش در تقابلي نزذيك با جهان هستي است. و پيچيدگي دنيا ميتواند براي او شگفتي آفريد. و با نگاهي به دين مي تواند در اوضاع جهان بهتر تصرف و تفكر كند و به فرض مثال به توجه به اين استدلال قديمي فلسفي در مورد نظم هستي و وجود خالقي داناو ... بتواند با ايماني راسخ تر قدم در راه بگذارد و با دلي پر از اميد راه را طي كند. و بتواند خود را مجري با مسئوليت و متواضع خداوند اعظم بداند. از اين گونه روشنفكران ميتوان دكتر سروش و دكتر بازرگان را نام برد 2- دسته دوم اين گروه شباهت هاي بسياري با گروه اول دارد. تلاش عمده اين گروه آنست كه نگاه به جهاني خوب و زندگي اجتماعي ايده ال با تكيه بر دو آرمان آزادي و عدالت داشته باشند.يعني ضرروت و مسئولیت انعکاس دادن آن نظم هستي و مشیت الهی در عرصه اجتماعی و سیاسی. و تلاش ميكند الگوهای ایدهآل حیات اجتماعی را طراحي كند. شریعتی به عنواننماينده گروه دوم روشنفکری دینی، بیشتر دلنگران وجوه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است. آثار دکتر شریعتی بیشتر بر شرح اوضاع فاجعه بار مسلمین و و مردم اختصاص دارد و اینکه عقلها در چنبره جهل و استبداد و استعمار افتادهاند. و راهي انقلابي را براي حل اين مشكلات مطرح ميكند. این مطلب نوشته شده در تاریخ ۱۳ فروردین ۸۵ در وبلاگ قبلیم است، مطلب اخیرم رو در مورد روشنفکری دینی بعد از امتحانات ببینید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 10:55 توسط حبیب اله آرین |
فردا دانشگاه شیراز پذیرایی مهمانانیست که قرار است قدر بگذارند یازدهمین سالگرد دوم خرداد را. این مراسم دو روزه که به همت انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز برگزار می شود با سخنرانی دکتر ابراهیم انصاری آغاز می شود الهه کولایی سخنران بعدی مراسم در روز نخست خواهد بود. و روز دوم با سخنرانی موسی لاری و مسعود سپر ادامه خواهد داشت... حکایت همچنان باقی است... ...................................................... ....................................................... قصه وبلاگ نویسی گروهی در لار قصه غمینی است و نمی دانم کی قراراست سنت ابتر شدن وبلاگ نویسی گروهی ادامه پیدا کند... خلاصه با تمام موفقيت هايي و مخاطبيني كه وبلاگ ها داشتند به دلايل عمده دچار سرنوشت هاي تلخ متفاوت شدند...(كه آسيب شناسي آنها مجالي ديگر و دقت نظر بيشتري را مي طلبد) دوستان عزيزمان در رستاك خواهشمندم بياييد سنت شكني كنيد...
حتما می توان دلایلش را در خصوصیت هایی فردی و اجتماعی خودمان جستجو کرد...اینکه سالیان دراز است که اتفاق قابل توجه تیمی در منطقه نیفتاده است ... یا مهارت وافرمان برای فرار از وظایفمان و انداختن آن بر دوش دیگری ... بنده وبلاگ نویسی گروهی را چند بار تجربه کرده ام...
مرحوم وبلاگ
www.ma8ta.blogfa.com
مرحوم:
www.man.o.to.mihanblog.com
در كما
www.ostanelarestan.blogfa.com
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:19 توسط حبیب اله آرین |
اندر حکایت بیهویتی خودمان چندی پیش با معلم سابق ادبیاتم و البته فعلی خودم گپ و گفتی زدیم ...خیلی خوشحال شدم . و از هر چیز تلخ و شیرینی گفتیم ... و از پارادوکس های جور و واجور این نسل (نسل امثال من) حرف زدیم و... .......................................................................................... دردی که من و امثال من و کوچکتر و بزرگتر و روشنفکران و اندیشمندا رو با خودش درگیر کرده و سر جاده تردید و نمی دانم ها نگه داشته ... الا آشپز هایی که خواب خرگوشی راحتی رفته اند و آش بسی تلخ به حلقوممان می ریزند. کودک که بودم از نفی خشونت و دعوا و جنگ با من حرف زدند و بزرگتر که شدم قصه جنگ از داستانهای شیرین هزار و یکشب روزگار شدو باغ و گل و پروانه شد جنگ. فحاشی را خوب بلدیم و فحش های رنگارنگمان را حواله هرکسی می کنیم و پایش که می افتد پارچه و نظر بند می بندیم و از ذلتمان اشک می ریزیم ... همیشه از حماسه حضور برایمان می خوانند و افتخار مشارکت، اما هنگامه ای که برای خواسته های صنفیت حماسه را رقم می زنی به اجنبی ها لینکت می کنند و حکایت همیشگی و لوس شده جیب های پر از دلار های آمریکایی... به اعتکاف می رویم تا در خلوت معنوی خود گم شویم و لذت ببریم از این که دین جدای از سیاست چه کیفی دارد اما بلندگو مسجد اعلام می کنند که 2 خرداد خیانت به نظام بود. یاد می گیریم که موسیقی عامل تلطیف دهنده روح است و به انسان نشاط می بخشد و می شنویم که"ترویج موسیقی کاریست بر خلاف نظام اسلامی"1(که عامل بقای هر عملی ترویح آن است و مقابله با ترویج راهی است برای نابودی) این نسل پر است از بی هویتی و تناقض آنجا که از وفاداری و خدمتگزاران مردم می گویند و این خدمتگزاران فردا خائنین وطن می شوند. مصادیق دیگرش را خودتان پیدا کنید...

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:58 توسط حبیب اله آرین |
با سلام
برنامه ای که داشتم این بود که یه روز در میون در مورد فیلمهایی که تو عید می بینم بنویسم
اما این هم مثل همه ی برنامه های توی عید انجام نشد.اصلا خصلت عیده...
تعریف من از عید عامل بر هم زدن برنامه هاست![]()
من و سعیده قبل از عید رفتیم مناطق جنگی فکه دهلاویه چزابه هویزه خرمشهر اروند کنار شلمچه...
سال تحویل کنار اروند کنار بودیم به جز نظری که داشتم و به مسئولین امر گفتم حرفی ندارم.همه چی خوب بود.
-انتخابات انجمن فارغ التحصیلان سمپاد هم برگزار شد و ۵ نفر از ائتلاف ۶ نفرمون جز اعضاء اصلی شدند.
علی نخبه- احسان کاگزارفرد- رامین تقدیمی-مجتبی زارع - احمد نبی زاده
همینطوری بود بگذریم و بریم سر اصل مطلب.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
سرنوشت معادله یا نا معادله!!!!؟
شاید کمی دیر باشه که بخوام در مورد کارگردان و بازیگران این فیلم حرف بزنم...
بدو لولا بدو
فیلمی هست با نوعی تدوین خاص که چهار بار به صورت متفاوت یک داستان کلی را روایت می کنه
با زنگ خوردن تلفن و مکالمه ای پر استرس لولا می دوه تا بتونه پولی جور کنه و دوست پسر مال باختشو نجات بده که اگه اینکارو نکنه جون باخته هم می شه!و...
۴ اپیزود با یک شروع همراهه با دوندگی لولا در یک مسیر یکسان (مسیر زندگی) مسیری که لولا باید بدوتا به بابا پولدارش برسه و پول هنگفتی ازش طلب کنه و هر بار اتفاق های متفاوتی رخ می ده
و حتی در هر بار دوندگی سرنوشت آدمهایی که لولا باهاشون برخورد می کنه متفاوت می شه (آیا دلیل قوی یا اصلا دلیلی برای سرنوشت متفاوت آدمها و قرار گرفتنشون در مقابل لولا هست!)
هر اتفاقی علتی داره
اون موقعی که لولا می دوه و دوست پسرش صداشو نمیشنوه و... لولا کشته می شه
و یا اون موقعی که آمبولانس توقف می کنه وبه شیشه ای که کارگرا از خیابون رد می کنن برخورد نمی کنه و ...آمبولانس با پسر برخورد می کنه و کشته می شه!
یا موقعی لولا تو کازینو به صورت شگفت انگیزی پیروز میشه و کلی پول یدست میاره در حالی که پسر دیگه پول لازم نداره چرا که به صورت تصادفی پولشو پیدا می کنه!
کی قرار این اتفاقات متفاوتو تفسیر کنه! یا به تعبیری معادلات این اتفاقات رو پیدا کنه
مگه نه اینکه تمام این حوادث و سرنوشتی که واسه لولا اتفاق می افته احتمال داره! و دیدیم که اتفاق افتاد!!!
چه کسی قرار نا معادلات سرنوشت رو حل کنه و یا بخواد اون رو خیر یا مصلحت بدونه!
شاید دیالوگی لولا با منی ( دوست پسرش) داره و با قهر از تاثیر سرنوش بر روی روابطش می گه و ازاتفاق های نیوفتاده شکوه می کنه برای همه ماها شکل بگیره و سوال اساسی ما این باشه که کدوم از 4 اپیزود و بهتر بگم هزاران اپیزود قرار برای ما اتفاق بیفته!!!
-چقدر منو دوست داری
خیلی
-خیلی چقدره؟!
یعنی خیلی اندازه نداره
-مگه این نیست که اگه با من آشنا نشده بودی نمی تونستی منو خیلی دوست داشته باشه
یعنی چی
-یعنی اینکه اگه من کنارت نخوابیده بودم یکی دیگه کنارت خوابیده بود و بهش می گفتی خیلی دوست دارم.
+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 15:40 توسط حبیب اله آرین |
سلام
تو یکی وبلاگ ها می گشتم یه پست زده بود به مناسبت ۴ امین سالگرد فوت پدرش و نوشته بود که برخی شبها به خوابم میایی و خوابمو شیرین می کنی و صبحمو پر انرژی مامان ۳ ساله که نه خوابی از خوابهام شیرین بوده و نه صبحی از روزها... امروز سومین سالگرد رفتنت خاک سردی میاره مامان خیلی وقته که جمعه شبها نیومدم پیشت و می دونم که چشم انتظار رهگذری می مونی... می دونی و می دونم بچه ی خوبی نیستم ... می دونی که همه مخلصم گفتنهایی که هر روز بعد مدرسه موقعی که روی تخت خوابیده بودی واقعی نبود... می دونی بزرگترین آرزوم چیه! اما می خوام بهت بگم فراموشت نمی کنم ۱۹ اسفند واسم فراموش شدنی نیست...
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:57 توسط حبیب اله آرین |
خبرگزاري دانشجويان ايران - فارس
تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز وارد روز چهارم شد
به گزارش خبرنگار سرويس دانشگاه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)- فارس تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز كه از روز يكشنبه هفته جاري آغاز شده بود صبح امروز در محل پرديس مركزي دانشگاه ادامه يافت.
يكي از تجمع کنندگان، در جمع دانشجويان به عنوان خواسته هاي اصلي آنان، از استعفاي رييس دانشگاه و برگزاري انتخابات آزاد شوراي صنفي دانشجويان توسط اعضاي شورا و با نظارت دانشگاه نام برد.
يك تجمع كننده دیگر نیز علت برگزاري تجمعات 4 روزه را عدم توجه مديريت دانشگاه به خواسته هاي صنفي دانشجويان بيان كرد و افزود: در پي تجمعي كه در ارديبهشت ماه برگزار گرديد دكتر صادقي قول دادند مرتب به خوابگاه ها و دانشكده ها سر بزنند و جلسات پرسش و پاسخ را جدي بگيرند در حالي كه 9 ماه است كه به خوابگاه ها و جلسات پرسش و پاسخ عمومي در تالار فجر نيامده اند.
وي اضافه كرد: در اثر تجمع اخير قول هايي به دانشجويان خوابگاه مفتح داده شده اما خوابگاه هاي دختران و متاهلين همچنان به دست فراموشي سپرده شده اند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:57 توسط حبیب اله آرین |
تجمع صنفی دانشجویان شیراز به تصرف اتاق رئیس این دانشگاه انجامید بیش از 500 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز دوشنبه، 16 اسفند ماه، با ادامه تجمع در مقابل کوی دانشگاه خواستار استعفای دکتر صادقی، رییس این دانشگاه، شدند. دانشجویان پس از رسیدن به ساختمان مرکزی دانشگاه، با سر دادن شعار به سمت دفتر ریاست دانشگاه حرکت کردند و در مقابل دفتر وی تجمع کردند. در این هنگام دکتر صادقی از درب پشتی ساختمان، محل را به سرعت ترک کرد. تلاش تعداد اندکی از دانشجویان که متوجه این موضوع شده بودند، برای رساندن خود به دکتر صادقی با مقاومت حراست دانشگاه مواجه شد. دانشجویان با اطلاع از این مسئله وارد دفتر صادقی شده و با تحصن در آن جا خواستار استعفای وی شدند. دانشجویان اعلام کردند شب را در دفتر رئیس دانشگاه سپری خواهند کرد. این در حالی است که اطراف ساختمان مدیریت دانشگاه مملو از نیروهای بسیجی است. ادامه تحصن دانشجویان دانشگاه شیراز؛ دانشجویان شب را در ساختمان مدیریت گذراندند
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:59 توسط حبیب اله آرین |
با سلام
اگر خاطر شما مانده باشه ، قرار مااين بود كه يك پرونده درباره شوراي نگهبان تشكيل بديم . ايده اين مطلب به مباحثات نوشتاري آقا يا خانوم /ح/ و آقاي ح . م معروف خودمون برميگرده. چند روزي هست آقا یا خانوم /ح/ طبق وعده اي كه داده بود مطلبش رو به صورت فايل " PDF" و "WORD"برام ايمل كرده . ضمن تشکر از ایشون . مقدمه این مطلب و سر تیترهای آن رو برای شما نقل و الباقی را جهت مطالعه در یک آپلود سنتر قرار دادم. لازم بذکر است که فایل مربوطه با فرمت " پی دی اف "بوده که باید با نرم افزار های خاص خودش مثلاْ آکروبات ریدر بهره برداری بشه. ضمناْ از این که این مطلب کمی دیر آپلود شد معذرت می خوام . اصل مطلب را می توانید از لینک زیر دریافت فرمایید ، منتظر نظرهاي شما درباره اين مطلب مفصل خواهم بود. فایل دانلود : پاشنه آشيل چون دیدم خیلیها مثل خودم نمیتونن این فایل رو دانلود کرده یا استفاده کنن، كل مطلب رو در ادامه مطلب آوردم...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:31 توسط حبیب اله آرین |